تبلیغات
بیقرار یک قرار
چندی قبل مطلبی شنیدم از یک جلسه خصوصی که امام خامنه ای عزیز به تبیین موشکافانه و دقیق ساختار شیعه بعنوان یک حزب واقعی و صحیح در طول تاریخ پرداخته اند که انشاالله به مدد توفیق و مجال به وقتش در مورد آن مطلب می نویسم.
نوشتار زیر گفتاری مناسب از دکتر علی شریعتی پیرامون مسوولیت شیعه است.
مگر نه هر مسلمانی مسئول است؟ چرا؛ ولی این گروه، مرکب از مسلمانانی است که مسئولیت اجتماعی را نه چون وظیفه‌ای در کنار زندگی خویش، بلکه به عنوان فلسفه‌ی زندگی خویش انتخاب کرده‌اند...
...این‌چنین گروهی است که رستگاران‌اند»؛ نه آدم‌های خودخواهِ شکم‌پرستِ محافظه‌کارِ بی‌خیالِ عاقبت‌طلبی که در را به روی هرچه در بیرون دیوار خانه‌شان می‌گذرد بسته‌اند و پا در گلیم خویش کشیده و سر در آخور خویش فروکرده و شب و روز در انتظار گشوده‌شدن درِ خلوتی هستند که دور از جمعیت و مردم، دستی از غیب برون آید و فقط دست آن‌ها را بگیرد...(مابقی در ادامه)

شیعه یک حزب تمام -  دکتر علی شریعتی

«باید از میان شما امتی باشند، که به خیر دعوت می‌کنند و به معروف امر، و از منکر نهی می‌نمایند و اینان، آری اینان رستگاران‌اند.» (آل‌عمران: 104) در این‌جا سخن از امت به معنی یک جامعه‌ی اسلامی نیست. ممکن است چنین جامعه‌ای تشکیل شده باشد و یا حتی تشکیل نشده باشد و چون امروز، امت اسلامی نداشته باشیم، بلکه جامعه‌های مسلمانان داشته باشیم و سرزمین‌های مسلمان‌نشین. و درهرحال در هر نظامی و هر جامعه‌ای، مسلمانان ـ به عنوان یک وظیفه‌ی جمعی، به اصطلاح وجوب کفایی ـ باید از میان خود، یک گروه تشکیل دهند، یک گروه ویژه‌ی مسئول. اما مگر نه هر مسلمانی مسئول است؟ چرا؛ ولی این گروه، مرکب از مسلمانانی است که مسئولیت اجتماعی را نه چون وظیفه‌ای در کنار زندگی خویش، بلکه به عنوان فلسفه‌ی زندگی خویش انتخاب کرده‌اند. گروهی از روشن‌فکران که هستی و حیات خویش را نثار ایمان و رسالت کنند. هم‌چون اصحاب صُفه در عصر پیغمبر، که خانه و زندگی را سراغ نکردند و صُفه‌نشین مسجد شدند ـ خانه‌ی خدا و مردم، پایگاه عقیده و مسئولیت ـ تا زندگی فردی، لحظه‌ای از عمر و ذره‌ای از نیروی‌شان را از جهاد در راه خدا برای مردم به خود نگیرد و به هدر نبرد. گروهی خودباخته‌ی ایمان و مسئولیت، ناآرام و پیکارجو، که بار سنگین دگرگونی جهان و دعوت به نیکی، امر به زیبایی‌ها و طرد و نهی از زشتی‌ها را بر دوش دارد و همواره عازم انجام چنین رسالت و مسئولیت سنگینی است. «این‌چنین گروهی است که رستگاران‌اند»؛ نه آدم‌های خودخواهِ شکم‌پرستِ محافظه‌کارِ بی‌خیالِ عاقبت‌طلبی که در را به روی هرچه در بیرون دیوار خانه‌شان می‌گذرد بسته‌اند و پا در گلیم خویش کشیده و سر در آخور خویش فروکرده و شب و روز در انتظار گشوده‌شدن درِ خلوتی هستند که دور از جمعیت و مردم، دستی از غیب برون آید و فقط دست آن‌ها را بگیرد! * «ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون» (آل‌عمران: 104) مسئولیت چنین امتی، صرف مسئولیت اجتماعی نیست تا ـ مانند ناسیونالیست‌ها ـ [تنها] در برابر جامعه‌ی خود احساس مسئولیت کنند. مسئولیت طبقاتی تنها نیست تا افرادِ آن ـ مانند سوسیالیست‌ها (ولو جهان‌بینی بسیار گسترده و رسالت وسیع طبقه‌ی جهانی کارگر هم داشته باشند) ـ تنها در برابر طبقه‌ی خود مسئول باشند. بلکه مسئولیتی است فوق اجتماعی؛ مسئولیت جهانی و جاودانه؛ مسئول است برای این‌که مبارزه کند، مبارزه در راه دعوت به خیر، در راه امر به معروف و در راه نهی از منکر. متأسفانه زیباترین، عمیق‌ترین، سنگین‌ترین، باارزش‌ترین و انسانی‌ترین کلمات و اصطلاحات و شعارهای قرآن را بدترین، سطحی‌ترین، بی‌ارج‌ترین، پست‌ترین و گاه ضدانسانی‌ترین افراد و در مبتذل‌ترین موارد به قدری استعمال و مستعمل کرده‌اند و به قدری آلوده کرده‌اند که به سختی می‌توان زیبایی، عمق، سنگینی و ارج‌مندی و غنای آن‌ها را به خودشان بازگرداند. برخی را اساساً برعکس معنی کرده‌اند، برخی را معنی انحرافی داده‌اند، برخی را از معنی انداخته‌اند و برخی را از درجه‌ی معنی‌دادن پایین آورده‌اند و حقیر کرده‌اند. از جمله همین کلمات «امر به معروف» و «نهی از منکر». درصورتی‌که اصیل‌ترین شعارهایی که آگاهی و حرکت و نجات و آزادی و تکامل ما مسلمانان و همه‌ی بشریت در گرو آن‌هاست همین شعارهای زیبای امر به معروف و نهی از منکر است. * و این است که علی(ع) بزرگ می‌گوید: «امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در برابرِ تمامی عبادات، هم‌چون دریایی بزرگ است در قبال نَمی که از بخارِ نفسی پدید می‌آید»! زبانی که اسلام برای مسئولیت اجتماعیِ پیروان خویش انتخاب کرده است، زبان مذهبی است که باید در همه‌ی ادوار تاریخی و در همه‌ی نظام‌های اجتماعی و در همه‌ی درگیری‌ها و تضادهای بی‌شماری که مردم را رنج می‌دهد، زنده باشد و در نقش رهبری. این است که دو کلمه‌ی عام و پرظرفیت معروف و منکر را برگزیده است و یافتن موارد و مصادیق هر یک را به اجتهاد و فهم مردم هر عصری و هر نظامی و به طرح زشتی‌ها و زیبایی‌های هر زمانی و زمینی برای مردم واگذاشته است. ... اگر امروز مفهوم معروف یا منکر را فقط در فلان جور لباس‌پوشیدن یا فلان اندازه ریش‌داشتن متحجر کردیم، پس از اصلاح لباس و وضع ریش مردم، دیگر موضوعی برای امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نمانده است. درصورتی‌که یک روز استعمار ـ چه نو و چه کهنه‌اش ـ مصداق منکر است، روز دیگر که این پدیده از میان رفت ـ مثلاً ـ استثمار طبقاتی، مصداق منکر خواهد بود و روزی هم که استثمار طبقاتی از بین رفت آن‌گاه ـ مثلاً ـ فسادهای اخلاقی جانشین آن خواهد شد و یا شخصیت‌پرستی و یا خودخواهی ملی و یا برتری‌جویی‌های قدرت‌طلبانه و یا خیانت به مبانی اصلی و بدعت یا تجدیدنظرطلبی‌های انحرافی...! بزرگ‌ترین منکرها همین است که ما دایره‌ی امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را در چارچوب مسایل فرعی و فردی محصور کنیم و به پدیده‌های ثابتی منحصر! * منبع: شریعتی، علی. «شیعه». تهران: الهام. صص 63-79




طبقه بندی: دست نوشته ها، جزوات و مقالات، فرهنگی،
برچسب ها: شریعتی، شیعه، حزب،
ارسال در تاریخ دوشنبه 20 دی 1389 توسط بی قرار